از وبسایت دیگر من (وب آمـــوز) دیدن کنید

بیچاره سنگ

بیچاره سنگی که از دست کودکی
به سوی گنجشکی پرتاب می شود . . . .
نمی داند دل کودک را بشکند
یا سر گنجشک را . . . . .

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۱۳ / اردیبهشت
  • نظرتو بگو
  • سیاه و سپید

    هم سیاه بوده اند هم سپید ،

    رویشان، نگاهشان، قلبشان، لباسشان،

    در سیاه و در سپید،

    من ،

    ولی همیشه زیر شیشه ی نگاه تو،

    نامه های خط خطی،

    نامه های بی نشان ،

    نامه های با نشان نوشته ام.

    کاغذم سپید مثل قلب تو ،

    جوهرم سیاه مثل چشم من،

    نامه های من برای تو،

    در سیاه و در سپید،

    یا به رنگی دگر به هر کجا …

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۰۹ / اردیبهشت
  • یک نظر
  • می خواهم امشب…

    می خواهم امشب از ماه قول بگیرم که هر وقت دلم برایت تنگ شد
    در دایره حضورش تو را به من نشان دهد
    می خواهم امشب با رازقی ها عهد ببندم
    هر وقت دلم هوای تو را کرد
    عطر حضور مهربان تو را با من هم قسمت کنند
    می خواهم امشب با دریای خاطره ها قرار بگذارم
    که هروقت امواج پر تلاطم یادها خواستند قایق احساس مرا بشکنند
    دست امید و آرزوی تو مرا نجات دهد
    می خواهم امشب با تمام قلب هایی که احساس مرا می فهمند و می شنوند
    پیمان ببندم که هر وقت صدای قلب بی قرار م را هم شنیدند
    عشقم را سوار بر ضربانهای بی تابی به تو برسانند….

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۰۱ / اردیبهشت
  • نظرتو بگو
  • آن روزها

    آن روزها گنجشک را رنگ می کردند

    و جای ِ قناری می فروختند !

    این روزها هوس را رنگ می کنند

    و جای ِ عشق می فروشند !

    آن روزها دلباخته می شدی

    و این روزها

    مالبــــاخــــته !!

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۲۸ / فروردین
  • نظرتو بگو
  • اتفاق…

    دقیقا نمی‌دونم کجایِ یک رابطه باید دل رو به دریا زد
    نمی‌دونم مناسب‌ترین حرف ، مناسب‌ترین حرکت کی باید باشه
    ولی‌ میدونم ، جلوی اتفاق رو نباید گرفت
    گاهی‌ هم بهتره اتفاق رو جلو بیندازی
    مثلاً وقت رفتنت که می‌شه
    یکباره برگردی بگی‌ دلم نمیخواد برم…
    وقت رفتنش که می‌شه
    دستش رو بگیری بگی‌ دلم نمیخواد بری
    وقتی‌ یکی‌ بهت میگه پیشم بمون
    درنگ نکن … پیشش بمون
    وقتی‌ دلت می‌خواد پیشش بمونی‌ … غرور نداشته باشی
    دست‌هات رو حلقه کن دورش
    بگو … دوستت دارم … دلم می‌خواد پیشت بمونم

    بگذار اتفاقِ دوست داشتن هر چه زودتر بیفته …
    شاید نسلِ ما وقتِ زیادی برای عشق ورزیدن نداشته باشه

    نیکی‌ فیروزکوهی

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۱۸ / فروردین
  • نظرتو بگو
  • دوست داشتن…

    دوست داشتن

    صدای چرخاندن کلید است در قفل.

    عشق

    باز نشدن آن.

    کاری که ما بلدیم اما…

    باز کردن در است

    با لگد…

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۱۷ / فروردین
  • نظرتو بگو
  • قیمت عشق…

    برای خریدن عشق هرکس هرچه راداشت آورد.

    دیوانه هیچ نداشت وگریست…

    گمان کردندچون هیچ ندارد می گرید

    اما

    هیچ کس ندانست که قیمت عشق

    اشک است….

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۱۷ / فروردین
  • نظرتو بگو
  • کاش…

    کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش میتوان خواند

    اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمیفهمد،دلخوش کرده ایم که

    سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد توخالیست،دنیا را ببین……..

    بچه بودیم از آسمان باران می آمدبزرگ شدیم از چشمانمان می آید!!

    بچه بودیم دل درد هارا به هزار ناله میگفتیم و همه میفهمیدند

    بزرگ شده ایم درد دل هارا به صدزبان هم به کسی بگوییم

    هیچکس نمیفهمد…..هیچکس..!!!

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۱۶ / فروردین
  • نظرتو بگو