از وبسایت دیگر من (وب آمـــوز) دیدن کنید

یه وقــــــتهایـــــی

یه وقتایی لازم نیست حرفی زده شه بین دو نفر …

همین که دستِت رو آروم بگیره …

یه فشار کوچیک بده …

این یعنی من هستم تا آخرش …

همین کافیه

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۲۸ / اردیبهشت
  • نظرتو بگو
  • از چهار فصل دست کم یکی که بهار است..

    من هنوز تو را دارم..
    گاهی که دلم…
    به اندازه ی تمام غروبها می گیرد…
    چشمهایم را فراموش می کنم…
    اما دریغ که گریه ی دستانم نیز مرا به تو نمی رساند…
    من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس…
    مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست…
    و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد…
    و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند…
    با این همه ، نازنین ، این تمام واقعه نیست…
    از دل هر کوه کوره راهی می گذرد…
    و هر اقیانوس به ساحلی می رسد…
    و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد…
    از چهار فصل دست کم یکی که بهار است…
    من هنــوز تورا دارم….

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۲۸ / اردیبهشت
  • نظرتو بگو
  • کمی دروغ بگو پینوکیو

    کمی دروغ بگو پینوکیو….
    دروغ های تو قابل تحمل تر بود !
    به خاطر کودکی بود و شیطنت …
    به خاطر این بود که دنیای آدمها را تجربه نکرده بودی
    که ببینی یک دروغ ،چه ها میکند !
    این جا آدمها دروغشان به بهای یک زندگی تمام میشود !
    به بهای یک دل شکستن !
    اینجا دروغ ها باعث مرگ عشق و اعتماد میشود !
    این جا آدم ها دروغ های شاخ دار می گویند
    بعد دماغ دراز خود را جراحی پلاستیک می کنند !!!…….

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۲۸ / اردیبهشت
  • نظرتو بگو
  • ای تف تو امتحانات

    تا میری یکم به خودت بیای و دستت به کار بره میبینی مشکل :دی

    اه . امتحانات شروع شده پس فردا امتحان دارم هنوز هیچی نخوندم

    ای خدا چکـــــــــــــــــــــــــــار کنم ؟

    اصلا حس و حال درس خوندن نیست

    من امتــــــــحان نموخاااااااااااااااااااااااااااااااااااام

    اه

    بدم مویـــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۲۶ / اردیبهشت
  • نظرتو بگو
  • مولتی پست :دی

    ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام به همگی

    خوبید دوستای گلم ؟ حال و احوال خار ایسه ؟ :دی

    چه خبرا ؟ چه کار میکنید ؟ امتحانات چطورند ؟

    من ؟ واااااااااااااااو نپرس ک کلی خبره

    بذارید دونه دونه بگم

    ۱٫به صورت رسمی تصمیمی گرفتم برای آینده

    ۲٫به صورت رسمی شاغل شدم در شرکتی

    ۳٫همه ی سایت هامو جز این سایت و وب آموز رو بستم

    ۴٫دیگه تو نت فعالیت زیادی نخواهم کرد

    حالا بگذریم

    قبل از هرچیزی بابت قطع بودن ۱ یا ۲ روزه سایت معذرت موخام . شرمنده همون موضوع شماره ۳ بوده

    بعدشم ممنون که با اینکه آپ نمیکردم باز بهم سر میزدید و نظر میذاشتید و یا ایمیل و تیکت میزدید

    باید بگم که زندم و هستم یه خورده سرم شلوغ ملوغ بوده

    امتحانات هم که شروع شده میان ترم هاش و من چندتارو اصلا میان ترم ندادم . یعنی اینکه نمیدونستم اصلا دارم :دی به من میگند دانشجو :دی

    حالا خدا بزرگه واسه پایان ترم

    یک نکته :

    این سایت شخصی هست و هرچیزی که میزارم ممکنه از هرجایی گرفته شه و یا هرچیزی رو تغییراتی بدم و بزارم تو سایت و این دلیل نمیشه که دوستان از راه برسند و بپرند بهم و بگند این حتما اینطوره

    باید گفت هرکسی صلیغه ای داره و بیاید یاد بگیریم به صلیغه هم احترام بذاریم چه بسا که در خانه هم باشیم

    من در مورد پست هام و مطالبم به هیچ وجه نباید به کسی توضیح بدم پس اگه نگفتم لابد دوست نداشتم

    این ها رو گفتم تا دیگه تو ایمیل ها و تیکت ها انقدر بهم توهین و… نکنید ک چرا حرفتو کامل نمیگی و یا اینی که گفتم دقیقا منظورم کیه یا چیه و از این حرفا

    یه مدت دیر آپ میکنم

    میخوام ساختار کلی سایت رو عوض کنم و به شکل دیگه ای در بیارمش

    منتظر طرح جدید باشید

    و در آخر هم دوباره از همه بابت همه چیز تشکر میکنم و ممنونم که تنهام نمیذارید و همیشه به یادم هستید

    با تشکر و آرزوی توفیق روز افزون

    یا حق

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۲۴ / اردیبهشت
  • ۴ نظر داده اند
  • من و عشقم

    پرسید: به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم باتمام وجود

    داد بزنم به خاطر تو ، بهش گفتم: به خاطرهیچکس …

    پرسید پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم داد می کشید

    به خاطر تو ، با یه بغض غمگین بهش گفتم: به خاطرهیچکس …

    ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟

    در حالی که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت:

    به خاطرکسی که به خاطرهیچ زندست…

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۱۳ / اردیبهشت
  • ۶ نظر داده اند
  • بیچاره سنگ

    بیچاره سنگی که از دست کودکی
    به سوی گنجشکی پرتاب می شود . . . .
    نمی داند دل کودک را بشکند
    یا سر گنجشک را . . . . .

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۱۳ / اردیبهشت
  • نظرتو بگو
  • سوره ای از قران

    دکـتـر شـریـعـتـی :
    خداوندا جای سوره ای در قرآن تو خالی است
    که اینگونه آغاز شود :
    و قسم به روزی که دلت را می شکنند
    و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت

  • ارسال شده توسط وهــــــابـــ
  • ۱۳۹۱ / ۱۳ / اردیبهشت
  • یک نظر